در سیاهی ی یکی از چشم ها، تمام تمرکز می سوزد.
ریشه های مو که مژه را حمل می کند می سوزد.
مقیاس می سوزد. دهان همچنان حامل همان طنین مهربانی است.
و به همین خاطر با دست کوچک متحد می شود. تمرکز.
تمرکز از میان تشعشعات. حلقه ی شعاع.
درون طلای پُر شده مشعشع لیمو حلقه های سفید.
پایین در گوشت کودک.
پایین کنار نیمکت قلب.
بر ستون نازک گردن خودش از خون ریزان.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۶ ساعت 23:47 توسط عزیز رحیمی
|